رسول رستاخیز |
ای ابر مرد مشرقی ای کوه |
به گزارش خبرگزاري فارس، «خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت. +نوشته شده درشنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 20:43 توسط کریم |
شد خزان گلشن آشنایی وقتی خبر تلخ و تکان دهنده سقوط هواپیمای خبرنگاران همه جا پخش شد خودمان را گول زدیم.... شاید اشتباه باشد.... شاید مهران نرفته باشد.... شاید گل ما نسوخته باشد... با خود می گفتیم اگر مهران بیاید تمام مسیرش را با عطر صلوات و اسپند خوشبو می کنیم.... سپید ترین یاسها و زیباترین گلها را سنگفرش قدمهای استوارش می کنیم و با تمام هر انچه نام زیبایی دارد مجله و محلهو خانه را آذین می بندیم ...اما او نیامد .... پرش سوخت اما پرواز کرد پرواز تا عرش و ما روز هاست که با یاد و خاطره اش چشمانمان بلورمی شود و دلمان تنگ و تنگتر ... مهران(رحمان) میرزایی بی هر گونه زیاده گویی جز افرادی بود که وجودش نعمت و نبودش چیزی بیش از نقمتاست .در آستانه نوروز نه در بین ما بلکه در دلهمه کسانی که او را میشناختند حضورسبزش خالی است .دیگر چه می توان گفت ؟جز اینکه پشت این خصار غم بار سکوت ودرآستانه بهار آسمان دلمان ابری ابری است .با همه کسانی که اورامی شناختندمخصوصا " خانواده محترمش ابراز همدردیکرده و یاد و خاطره اش را برای ابدگرامی می داریم .+نوشته شده درچهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 17:21 توسط کریم | +نوشته شده درسه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:52 توسط کریم | +نوشته شده دریکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 11:55 توسط کریم |
+نوشته شده درپنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 22:15 توسط کریم | تا تو رفتی اين دل من بی تو تنها مانده است
آتشی زين کاروان رفته بر جا مانده است
روزها بگذشت و من در شوق ديدارم هنوز
منتظر چشمم به بازيهای فردا مانده است
طاقت بار فراقت بيش از اينم مشکل است
همتی کاين رهرو کوی وفا وا مانده است
روز و شبها با خيالت گفتگوها کرده ام
زنده مجنون با اميد عشق ليلا مانده است
![]() شوق ديدار تو بر اين دل تسلی ميدهد زين سبب در اين مصيبتها شکيبا مانده است
در ميان بحر غمها زورق قلبم شکست
قايق بشکسته سرگردان به دريا مانده است
سهم من از گردش دور زمان شادی نبود
بار سنگينی ز ناکامی و غمها مانده است
کاش بودی و ميديدی چه دردی ميکشم
ای طبيب من ؛ مريضت بی مداوا مانده است
اميدوارم خوشتون بياد ادامه مطلب +نوشته شده درپنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 21:54 توسط کریم | اگه ميخواي قلب مهربونتو ازم بگيري، بگير..... اگه ميخواي دستايه گرمتو ازم بگيري، بگير..... اگه ميخواي نگاه نازتو ازم بگيري، بگير..... اگه ميخواي عشق پاکتو ازم بگيري، بگير..... اما....اما.....اما اما تورو خدا احساس منو نسبت به خودت نگیر +نوشته شده درجمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 18:2 توسط کریم | آهاي عاشقان ****** آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد +نوشته شده درجمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:58 توسط کریم | بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هرتبر تيشه، دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود
+نوشته شده درجمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:57 توسط کریم | هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند +نوشته شده درپنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 21:1 توسط کریم | |
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين تیر 1387 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 مهر 1384 طراح قالب محمد يعقوبي پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |